شعر از شیرین خسروی - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 2:12
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود می گذارم با خیالت روزگارم سر شود از چه می ترسی ؟ برو دیوانگی های مرا آن چنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود می روم، دیگر نمی خواهم برای هیچ کس حالت غمگین چشمانم ملال آور شود باید این بازنده هر بار جان عاشقم تا به ک
وصال شیرازی - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 2:12
داد چشمان تو در کشتن من دست به هم فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم هر یک ابروی تو کافی است پی کشتن من چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم ؟ شیخ پیمانه شکن،توبه به ما تلقین کرد آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم عقلم از کار جهان رو به پ
حسنا محمد زاده - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 2:12
وقتی بیایی سینه را خانه تکانی می کنم رنگ تمام پردهها را آسمانی می کنم وقتی بیایی روز و شب چون کودکان نو سخن با ذوق ، در دنیای تو شیرین زبانی می کنم آنقدر خیره مانده ام بر عکسهای کهنه ات انگار دارم قابها را هم روانی می کنم طاقت نمی آرم کسی آیینه ات
شعر زیبا از سعیده سورن - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:37
باید از چشم تو تا دیدن من پل بزننددستهایت به غزلهام تفأل بزنندیا سمینار بگیرند که با من باشیمجریان دست به یک نوع تعامل بزنند شوق آغوش تو موضوع همایش باشدتا دو بازوی تو بر گردن من گل بزنند کاش باشی که پس از خواندن شعرت هر شبسرخرگهای لبم از هیجان غل بزنند تا که از نرم ترین قسمت لبهات این بارمستقیما به...
شعر زیبا از بانو شاعره نالان اکسانا - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:37
شعر زیبا از بانو شاعره نالان اکسانا تاريخ : یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۶ | 11:8 | نویسنده : صمیم (امیری) کوچههاپسکوچههایشهررا...طیمیکنمتکتکآوازاکفشهایمجلبتوجهمیکندآنگاهنگاههابدرقهاممیکندمیشرمم...ومنحسرتترادرقفسحبسمیکنمشایدروزیت
ناشناس - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:37
ﺁﻥ ﺷﺐ ﮐﻩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﺭﺩﻡﺩﺭ ﮔﻭﺷﻪ ﯼ ﺍﯾﻥ ﺧﺎﻧﻪﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺧﻮﺷﺖ ﺏﯿﺩﺍﺭ؟؟ﮔﻓﺘﻢ ﮐﻩ ﺑﺨﻮﺭ ﺍﯾﻧﺮﺍﺳﺮﺥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﺭ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺍﺳﺖﺍﯾﻥ ﺱﯿﺏ ﺧﻮﺩﻡ ﭼﯿﺩﻡﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﻭﺍﺭ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﺧﻮﺷﺖ ﺁﻣﺪﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻟﺒﺖ ﺁﻣﺪﮔﻓﺖﯽ ﮐﻩ ﺏﮑﻥ ﺣﺎﻻﺗﻌﺮﯾﻑ ﺍﺯﯾﻥ ﺩﯾﺩﺍﺭ ﯾﺍﺩﺵ ﻫﻢﮕﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺩﻡﯿﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﻡﯿﮑﺭﺩﻡﺗﻮ ﺩﺭﺱ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍﻣﻦ ﮔﻭﺵ ﺑﻪ ﺍ
غزل زیبا از فاضل نظری - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:37
مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر استدر قفس با دوست مردن از رهایی بهتر استقصهی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاهدل بهدست آوردن از کشورگشایی بهتر استتشنگان مهر محتاج ترحم نیستندکوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر استباشد ای عقل معاشاندیش، با معنای عشقآشنایم
شعر زیبا از حکیم اکبر زاده - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:37
نه نمی خواهم که دست من گیرییا دلی را با دلم همسر گیری تحفه ای بخشی به دل زار من قول وصل ات را اگر ازسر گیری خبری هست که صیاد شده ای ولی مرگ من ماهی را دست کم گیری دنباله عشق ات قصه ایست بارانی ولی حیف که تو چتر باران بر گیری دانی که چه کنم آرزوی محالت جانا؟ دل بدهی ولی هی پاسخ لاینحل گیری
شعری عاشقانه از صوفی صابری - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:37
تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهتلبریـــــــز غـــــزلهـای عجیب است نگاهت مــــوهای سیاه تــــــو شبیه شب یلداست باجلوه ی مهتــــــــــاب رقیب است نگاهت ای صاحب حــور و پـری و کژدم و ماهی آمیزه ای از سحر و فریب است نگاهت دشتی ست پر از شعر و غزل،برکه و
(ناله) صمیم امیری - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
ساقیا ده جام می مست مخمورم بکنزین همه رنگ رنگیها تو رنگینم بکن امشبم تاصبح گاهان ناله دارم من چو نی جرعهٔ پر کن پیاله راز داریم بکن دل زکف دادم برایش راه دیگر پیش گرفت چون به صد راهی دویدم یار یاریم بکن یاد چشمان زیبایش هنوز در خاطرم
شعر زیبا از بانو مهر آفرین سمیه فروتن - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
دیدى خانه رنگى من چه غبار آلود است و چه تنگ است كوچه گذر خاطرههـا بوى عطر اقاقی باغ همسایه چنان مى پیچد كه نرسیده به در باغ دوران قدیم پایت در گودال هزاران خاطره گیر افتاده مست عطر بودنهـا گرمـ رقص ماندنهـا و دیوانه عشق كودكى در پس دستان گِلى خان
دوبیتی از سمیه فروتن - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
اگر دل ساده و صادق نمى شد رفیق چشمـ من هق هق نمى شد همیشه من در این فكرمـ كه اى واى چه مى شد گر دلمـ عاشق نمى شد
بانو خالده فروغ - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
ي بردهها! ز خويش بلالي برآوريد از كارگاه روح كمالي برآوريد اي دختران باديه! اي همرهان من! از هجر سرنوشت وصالي برآوريد عاشق شويد و همت شمسي به سر كنيد از مثنويِ عشق، جلالي برآوريد تا رستمي عجيبه تولد شود ز شرق بخت سپيد و معني زالي برآوريد شب را رها كنيد و ز چشمان روزگار ايمان آفتابمثالي برآوريد آزادگ...
نمونه از اشعار نادیا - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
نیست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم چه بگویم سخن از شهد، که زهر است به کامم وای از آن مشت ستمگر که بکوبیده دهانم نیست غمخوار مرا در همه دنیا که بنازم چه بگریم، چه بخندم، چه بمیرم، چه بمانم من و این کنج اسارت
غزل زیبا از صمیم امیری - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
بگو ای یار چرا،اینگونه خرابم کردی دست بر زلف زدی،چشم پر آبم کردی در سکوت نیمه شب های هراسان لب به لب با یار بودی،جسم کبابم کردی بی سرا پا همچو فرهادم به کوه شهرتی در شهر،تو مجنون خطابم کردی حرفهایت همه در پرتو نور خورشید در پس واژهٔ م
غزل زیبا از بانو حنا عثمانی - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
ﯾﺍﺩﺕ ﻡﯽ ﺁﯾﺩ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ، ﺻﺪ ﻻﻟﻪ ﭼﯿﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻥ ﺩﻓﻌﻪ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺭﺱﯿﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻥﮕﺍﻫﺖ ﻃﻮﻓﺎﻥﯽ ﺏﯽ ﺻﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﻧﻘﺶ ﻫﺎ ﮐﺵﯿﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﮔﻟﺰﺧﻤﻬﺎﯾﺕ ﺍﻥﮕﺍﺭ ﺳﻮﻏﺎﺕﯽ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺁﺧﺮ ﺗﻮ ﺍﻥ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ ﭼﺵﯿﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻭ ﭼﺷﻤﺖ ﺍﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶﯽ ﺩﮔﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮔ
غزل زیبا از عادل شاه عادل - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
تو برفتی و من آن غنچه پژمرده شدمآخر ای مرگ بیا دلخور و دیوانه شدم عاقبت میروم از شهر تو با اشک وداعبلبل نغمه سرآ در غم بیگانه شدم روزگارم به سیاهی کشید آه چه سودطالع و بخت بدم بین عجب افسانه شدم دل سپردم به امانت به دلم سنگ گداختلعنت ای عشق ترا مجنو
غزل ناب از عادل شاه عادل - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
غزل ناب از عادل شاه عادل تاريخ : شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ | 9:42 | نویسنده : صمیم (امیری) اگر تو عاشقم بودی چرا ترک وفا کردیبه آتشگاه هجرانت مرا هرشب تباه کردیدلی با خود ببستی تو دراین وادی سرگردانفرو بردی به خاموشی فراموش و رها کردیاز آندم عاشقت گ
از مولانای بزرگ - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 11:26
انگور عدم بودی شرابت کردند وا پس نرو ای شراب، انگور مشو